مناجات علی امشب ز نخلستان نمی آید...........
مناجات علی امشب ز نخلستان نمی آید*** نوای دلنشین او به گوش جان نمی آید
چه شبهائی كه مست از صوت یا رب یا ربش بودی *** نوائی دیگر از آن شاه انس و جان نمی آید
ملك اندر فلك می گوید امشب ماتم مولا *** كه آوائی دگر از آن شه مردان نمی آید
در این عالم به مانند علی عالی اعلا *** شجاع و عادل دلسوز و با وجدان نمی آید
علی كز ذو الفقارش آب دادی دشت ایمان را *** دگر با گفتن تكبیر در میدان نمی آید
پی دلجوئی مسكین نا بینای درمانده *** سحرخیزی چو او در كلبه ویران نمی آید
به بالین یتیمان و اسیران در دل شبها *** كسی با كوله بار پر ز آب و نان نمی آید
دریغا تا شود بیچارگان را یاوری شبها *** صدای پا به تاریكی از آن انسان نمی آید
یتیمی دامن مادر گرفته سخت می گرید *** كه ای مادر چرا دلسوز ما طفلان نمی
سراسر كوفه گشته بی سر و سامان مگر امشب *** علی بالین خلق بی سر و سامان نمی آید
دریغا قاضی حق رفت آمد قاضی نا حق *** دگر تا حشر مرد عادلی اینسان نمی آید
عدالت رخت بربست از جهان با مرگ آن عادل ***نوا دیگر ز حق گویان و حق جویان نمی آید
فداكاری به راه دین چو او هرگز نمی بینی *** به عالم همچو حیدر مجری قرآن نمی آید
نه تنها در زمین در آسمانها بلكه تا محشر *** به حق حق چنین حق گوی با ایمان نمی آید
شهی را ابن ملجم تیغ زهر آلود زد بر سر *** كه مانندش دگر در عالم امكان نمی آید
به محراب شهادت فزت رب الكعبه گفت آنشه *** به حق واصل شد و چون او در این دوران نمی آید
تولد یافت در كعبه شهادت یافت در مسجد *** به شان هر كس این آغاز و این پایان نمی آید
ندا در داد مابین زمین و آسمان هاتف *** علی شد كشته مانندش ز انس و جان نمی آید
علی را عمر در ظاهر شدی شصت و سه سال اما *** به باطن عمر او در فهم و در عنوان نمی آید
ز هجرت گشته طی چهل سال مولا شد به حق واصل *** كه شرح ماتمش هرگز به صد دیوان نمی آید
(وفائی) ز ابتدا تا انتهای این جهان هرگز *** بمانند علی آگاه در عرفان نمی آید
شعر از مرحوم حاج غلامحسین وفائی – گلچین باغ سخن ج 2 ص 79
:: بازدید از این مطلب : 484
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1